مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
اگر چه غرق خطا هستم و اگرچه بدم بجز تو سنگ کسی را به سینهام نزدم سرم به سنگ نخورده است، سر به راهم کن سر مـرا بـطـلـب تا نخـورده بر لحـدم سـؤال اگر که بـپـرسی از اعـتـقـاداتـم فــقـط مــحــبـت ذریــۀ تــو را بــلــدم دم نـــمــاز رســـیـــدم دم در خـــانـــه که از قـنـوت نـمـاز تو پُـر شود سـبدم گـدای لـقــمـۀ نـان عــلــی مـن الازلـم فـقـیـر پـشـت در خـانـهات الـی الابـدم زمان قحطی اشک آتشم دوچندان است بـبـین برای تـبـاکی چـقـدر در صـددم به سادگی نه؛ که از پشت درب شعلهوری رسیده از تو به من ذکر "یا علیمدد"م میان روضۀ احراق باب و کوچۀ تنگ مرا ببخـش که محکم به صورتم نزدم مسیر خـانه به مسجـد شده پُـر از لاله مـشخـص است اذیّت شدی قـدم به قدم کـنـار جـعـبـۀ خـیـاطـی تـو گـریـهکـنِ حـصـیـر کـهـنـۀ اهــدایـیِ بـنـی اسـدم |